دادستانی کل عراق یک کمیته حقیقتیاب برای بررسی اتهامات وارده به معاون نخستوزیر این کشور تشکیل داد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، هنوز چند ساعت از صدور حکم ریاستی «حیدر العبادی» نخستوزیر عراق مبنی بر حذف پستهای معاونتی ریاست جمهور و نخستوزیری در این کشور نگذشته که منابع آگاه قضایی به شبکه خبری «اسکای نیوز» اعلام کردند: دادستانی کل عراق دستور تشکیل یک کمیته حقیقتیاب برای بررسی پروند فساد نسبت داده شده به «بهاء الاعرجی» معاون نخستوزیر را صادر کرده است.
بهاء الاعرجی نیز در واکنش به این مسئله با صدور بیانیهای اعلام کرد که ساعت 13 امروز (یکشنبه) به وقت محلی عراق، در یک کنفرانس خبری مهم در مقر پارلمان حضور خواهد یافت تا موضع خود را در قبال کلیه مسائل اخیر در صحنه سیاسی کشور، تشریح کند.
این در حالی است که برخی رسانههای مغرض و کاربران شبکههای اجتماعی، اخیرا موجی را علیه الاعرجی آغاز کردهاند و به او اتهامات متعددی وارد کردهاند. دادستانی کل عراق نیز برای روشن شدن این مسئله، کمیته حقیقتیاب تشکیل داده است.
تحلیلگر امنیتی سوریه تاکید کرد که مذاکره سوریه با قدرتهای منطقهای و جهان برای حل بحران سوریه در چارچوب حفظ تمامیت ارضی سوریه است و دست کشیدن از مبارزه با گروههای تروریستی را معنا نمیدهد.
«کمال فیاض» پژوهشگر امور امنیتی و سیاسی سوریه در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق درباره وضعیت عملیات نظامی ارتش سوریه در مرکز و شمال سوریه اظهار داشت: نبرد «سهل الغاب» و «ریف ادلب» هنوز تمام نشده و با توجه به طولانی بودن خطوط این جبهه که در مساحتی بالغ بر هشتاد کیلومتر از خاک سوریه است، به اطمینان، نبردی طولانی و زمانبر خواهد بود.
وی افزود: این در حالی است که تروریستها تلاش میکنند، نبرد را به منطقه ساحلی کشانده و ما را از نبرد آتی که همان جنگ در غوطه شرقی و غربی است، بازدارند.
فیاض تصریح کرد: نبرد حسکه در شمال شرق سوریه؛ جنگ برای حفظ تمامیت ارضی سوریه و رویارویی با اردوغان و نقشههای او در جنگ با کردهاست و مبارزه در حسکه آشکارا نشان میدهد که دولت سوریه هرگز اجازه پیاده شدن طرح سایکس پیکو برای تجزیه سوریه و کشورهای منطقه را نمیدهد.
کارشناس امنیتی سوریه افزود: تروریستها هیچ راه فراری از چنگ ارتش سوریه ندارند، اصلا گفتوگو و توافقی با گروههای تروریستی مثل داعش و جبهه النصره در کار نیست، راه حلهای سیاسی بین قدرتها و کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ خواهد بود.
وی افزود: همه میدانند که بشار اسد، رئیس جمهور سوریه مذاکره کنندهای سخت و فولادین است و هیچ راه حلی را که تعرض به حاکمیت سوریه و تمامیت آن باشد، قبول نمیکند و وی کاملا به این خصوصیت معروف است که هرگز تا چیزی را ندهد چیزی را نمیگیرد، بنابراین ما جنگ و مبارزه را تنها راه حل رویارویی با گروههای تروریستی و حامیان آن میبینیم.
فیاض گفت: امروز عربستان در دایره خطر است و چارهای جز رسیدن به تفاهم با محور سوریه، ایران و روسیه ندارد و ممانعتی با دعوت روسیه برای نشستن پای میز تفاهم با ایران و سوریه نکرده، بخصوص که تحلیلگران معتقدند، رژیم آل سعود در معرض فروپاشی است.
تحلیلگر سوری گفت:امروز مناقشه اعراب و اسرائیل خارج از نقشه سیاسی کنونی برای منطقه است و یکی از دلایل عمده حوادث منطقه، خروج این مناقشه از دایره توجهات منطقهای و بینالمللی است.
فیاض با تاکید بر اینکه توافق هستهای ایران با قدرتهای بزرگ جهان تاثیر منفی بر محور مقاومت نخواهد داشت، گفت: دست ایران در منطقه قویتر شده است و رژیمهای عربی منطقه و در راس آن عربستان هراس زیادی از کشیده شدن درگیریهای منطقه به داخل مرزهای خود دارند، بنابراین چارهای جز دراز کردن دست خود به سوی ایران و رسیدن به توافق با آن بر سر امنیت منطقه خلیج فارس و امنیت سوریه و پایان درگیریها در آن ندارند و این هم با قطع حمایت سعودیها از گروههای تروریستی امکانپذیر است.
وی افزود:ایران از به رسمیت شناخته شدن قدرت هستهای خود از سوی جامعه جهانی استفاده بهینه را خواهد کرد، یکی از نتایج توافق هستهای ایران که در آینده شاهد آن خواهیم بود، باز شدن جاده بزرگ ابریشم است که از سواحل سوریه و لبنان آغاز شده و تا ایران ادامه دارد و با عبور از مسکو به پکن میرسد، راننده خودرویی که از بیروت حرکت کند ناهار خود را در دمشق و شام خود را در بغداد صرف کرده و برای خواب در تهران خواهد بود، بدون اینکه از هیچ پست مرزی در همه این کشورها عبور کنند،بنابراین همکاری با کشورهای عضو گروههای بریکس و سازمان همکاری شانگهای، آینده زیباتری را برای ما ترسیم میکند.
فیاض تصریح کرد: امروز سوریه و محور مقاومت پیروز شدهاند با وجود اینکه عملیات نظامی ادامه دارد اما دیگر در جستجوی پیروزی نیستیم، پیروزی در چنگ ماست و با قدرتی که محور مقاومت از توافق هستهای ایران گرفته در انتظار فیصله یافتن نقشه صهیونیستی-عربی-ترکی علیه سوریه و کشورهای عربی هستیم.
یک تحلیلگر ذینفوذ سعودی با طرح این مسأله که بهترین راه برای عربستان و ایران گفتوگو و کنار گذاشتن گزینههای هزینهبر دیگر است؛ از عربستان میخواهد تا سه افسانه خیالی در مواجهه با ایران را کنار بگذارد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، پس از جمعبندی مذاکرات ایران و 1+5 مقالههای مختلفی برای پیگیری گفتوگو بین عربستان سعودی و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) با ایران در بین رسانههای عربی دیده میشود؛ برخی چنین گفتوگویی را محتمل و برخی محال میدانند.
روزنامه عربستانی «انحاء» به قلم «طراد بن سعید العمری» در باره سناریوهای پیشروی ایران و عربستان در شرایط کنونی منطقه سه گزینه صلح و گفتوگو، مسابقه تسلیحاتی و جنگ ویرانگر را پیش میکشد و آنها را بررسی میکند.
العمری در این یادداشت نوشت: از یک سو به دلیل توافق هستهای ایران و غرب که واقعیتی ملموس شده و از طرفی برای پاسخ دادن به سخنان علنی ایران درباره تمایل به همزیستی مسالمتآمیز و حسنهمجواری، عربستان میتواند «ابتکار صلح خلیج [فارس] را جهت پیریزی ارکان قوی همزیستی مسالمتآمیز میان کشورهای دو طرف خلیج [فارس] مطرح کند.او در ادامه تجاوز نظامی آشکار عربستان به یمن را کنار مینهد و ایران را به دخالت در امور یمن متهم میکند و مینویسد: درست است که عربستان ملاحظات زیادی درباره اقدامات ایران در منطقه -که جدیدترینش دخالت در امور داخلی یمن و سخنان خصمانه درباره بحرین است- دارد و درست است که ایران به مفهوم ملی و قومی و فرهنگی برخی کشورهای خلیج [فارس] توجه نمیکند، اما حکمت سران سعودی کافی است که همه موانع روانی با همسایهای مثل ایران را بشکند؛ چرا که عربستان در موضوعی بسیار مهمتر و پیچیدهتری به نام «طرح صلح عربی با اسرائیل»، ابتکار و طرح ارائه داده است.
سعید العمری ادامه میدهد: غایت نهایی که ایران به سوی آن سعی دارد حرکت کند، این است که به عنوان یک نظام سیاسی با ایدئولوژی جدید در منطقه و جهان به رسمیت شناخته شود و [ادعا کرد که] ایران برای رسیدن به این هدف دو راه دارد: یک: مسیر آمریکا و دو: مسیر عربستان.
وی در این باره مینویسد: بنابراین ایران برای نیل به این هدف از روش «تحریک سیاسی» استفاده میکند: 1) برای تحریک آمریکا از طریق نقطه ضعف این کشور یعنی اسرائیل بهره میبرد بنابراین پس از انقلاب ایران، این کشور سفارت اسرائیل را بست و آن را تحویل سازمان آزادیبخش فلسطین داد؛ روز قدس را برگزار کرد؛ در هولوکاست شک و تردید وارد و از مقاومت حمایت کرد و اخیرا پرونده هستهای که اسرائیل را کلافه کرده است. 2) تحریک عربستان از طریق طائفهگری و قومیتگرایی؛ دو مسألهای که عربستان نسبت به آنها حساس است؛ بنابراین ایران برخی اقلیتهای شیعه را تحریک به تظاهرات و اغتشاش کرد یا پس از بهار عربی از برخی گروهها در عراق، سوریه، یمن و لبنان حمایت کرد.
این نویسنده در ادامه ادعاهای خود میگوید: در مقابل نیز سه مسیر پیش روی کشورهای خلیج [فارس] به رهبری عربستان برای پس از توافق هستهای وجود دارد: 1- مسیر صلح و شکوفایی و ثبات و این یک مسیر منطقی اما طاقت فرساست 2- مسیر مسابقه تسلیحاتی و این یک مسیر قابل پیشبینی امام همراه با سختی و رنج است 3- مسیر جنگ و ویرانی و کشتار و این گزینه نیز بعید به نظر میرسد امام ممکن است.
سعید العمری در مورد این سه سناریو مینویسد: از گزینه سوم شروع میکنیم (بعید اما ممکن): مقابله نظامی و جنگ مستقیم کشورهای خلیج [فارس] با ایران با کمک برخی کشورهای منطقه برای نابودی قدرت هستهای ایران؛ اما این اتفاق به معنی خودکشی برای کشورهای خلیج [فارس] و ایران و تمامی منطقه است و از لحاظ نظامی و استراتژی و سیاسی احتمال در گرفتن چنین جنگی بعید است اما امکان رخ دادن آن وجود دارد.
گزینه دوم: (قابل پیشبینی اما سخت): مسابقه تسلیحاتی و این یک گزینه قابل پیشبینی است برای تصاحب سلاحهای وحشتناک و هراس افکنی که نتیجه هراسی حقیقی یا خیالی است اما غربیها مدام بر آتش این ایده میدمند به این دلیل که در صورت وقوع چنین گزینهای منطقه وارد یک «معضل امنیتی» میشود و کشورهای خلیجی وارد یک مسابقه تسلیحاتی پر هزینه خواهند شد.
گفتو گو و مذاکره بین عربستان و ایران به رغم منطق قوی که دارد، اما طاقتفرساست؛ چرا که باید مصالح استراتژیک و حیاتی باز تعریف شوند.
اما گزینه اول: (منطقی اما طاقتفرسا): زندگی مسالمتآمیز بین همسایگان خلیجی و پیگیری نکات مشترک و توجه به مصالح مردم منطقه؛ لیکن مسیر دشواری است؛ به رغم منطق قوی و سهولت بیانی که دارد اما طاقتفرساست؛ چرا که تلاش سیاسی و فرهنگی بسیاری میخواهد تا مصالح استراتژیک و حساس و حیاتی بازتعریف شوند و برای این کار عربستان باید از سه افسانه خلاصی یابد: افسانه هستهای؛ افسانه طائفهگری و افسانه قومیتگرایی
افسانه هستهای: بمب اتمی که ثابت شده یک افسانه است چرا که موجب امنیت نمیشود؛ اول، بهترین دلیل آن نیز اسرائیل است که از سال 1960 سلاح اتمی دارد اما نتوانسته امنیت خود را تأمین کند. دوم، سلاح اتمی بیشتر فرصتهای صلح را به بار میآورد تا جنگ؛ نمونه آن نیز شوروی و آمریکا؛ هند و پاکستان هستند که با یکدیگر قرار داد صلح امضاء کردند. سوم، سلاح اتمی موجب میشود کشور دارنده آن بیشتر آسیبپذیر باشد و هر آن احساس کند که مورد هدف دشمنانش قرار دارد؛ چهارم، ترس از این وجود دارد که سلاح اتمی به دست گروه های تروریستی بیفتد؛ کشوری که سلاح اتمی دارد مشکلات و خطرات آن را نیز میشناسد و برای حفاظت از آن بسیار حریص است. پنجم اینکه اگر ایران به سمت سلاح اتمی رود اتفاقا باعث ایجاد توازن در منطقه میشود؛ اسرائیل هنگامی که تنها دارنده سلاح اتمی است برای صلح با فلسطینیها مانعتراشیهای متعدد میکند؛ برای جزئیات بیشتر بهتر است تا مقاله پروفسور کنت والتز در مجله «فارین پالسی» را مطالعه کنید "Why Iran Should Get the Bomb" (آگوست 2012).
افسانه طائفیگری: یکی از مواردی که باعث شده تا اوضاع منطقه پیچیده شود، این است که عربستان و کشورهای شورای همکاری، ایران را حکومتی میدانند با قانون اساسی طائفهای و با مرجعیت اصلی شیعه؛ بنابراین [طبق تصور غلط و اتهامآمیز دولتهای عربی] این کشور خواهان بسط نفوذ خود است و میخواهد تعداد بیشتری از اهل سنت را به مذهب تشیع بکشاند و در این راستا اقلیت یا اکثریت شیعه در کشورهای مختلف را علیه حکومت آن کشور میشوراند؛ در پاسخ باید گفت در طول تاریخ ثابت شده است که کشورها و گروههای اهل سنت بیشترین خطر را برای عربستان و کشورهای حوزه خلیج [فارس] داشتهاند. در دهه شصت «جمال عبدالناصر» از مصر در ایام انقلاب یمن شروع به بمباران شهرهای عربستان کرد؛ در دهه هشتاد یک گروه سنی حرم مکی را اشغال کرد؛ در دهه نود میلادی صدام [دیکتاتور معدوم عراق] اقدام به حمله علیه کویت و بمباران شهرهای عربستان با موشکهای اسکاد کرد؛ در قرن بیست و یکم، القاعده ظهور و شروع به عملیاتهای تروریستی در عربستان کرد؛ امروز نیز «داعش» مساجد کویت و عربستان را منفجر میکند؛ تمام اینها به معنای مبرا کردن ایران از شیطنت طائفهگری نیست؛ مادامی که این اقدامات در راستای منافع سیاسی انجام نشود چه زیانی مگر دارد؟ چه میشود مگر که یک سنی به تشیع بگرود یا یک شیعه مذهب اهل سنت را اختیار کند؟
افسانه قومیت گرایی: اعراب یا کشورهای عربی همواره از قومیتگرایی و وحدت عربی برای خودشان دکان باز کردهاند؛ چه کشورهای خلیج [فارس] چه غیر آن؛ انقلابیون از قضیه فلسطین و مبارزه با اسرائیل پلهای ساختند برای رسیدن به حکومت؛ تمام 22 عضو اتحادیه عرب دائما شعار وحدت سر میدهند اما تک تک آنها با یکدیگر اختلاف دارند پس از آن بهار عربی آمد و آشکار کرد که ملیگرایی عرب چیزی جز یک افسانه نبوده و نیست.
روزنامه «انحاء» ادامه میدهد: چه ضرری عاید کشورهای عربستان و همسایگان خلیجیاش میشود اگر سوریه و عراق و لبنان یا هر کشوری عربی با ایران همپیمان شود؟ چه تفاوتی بین ایران و روسیه و انگلیس و آمریکا وجود دارد؟ هر دولتی میتواند تصمیم بگیرد با چه کشوری هم پیمان شود مگر این گونه نیست که برخی کشورهای عربی، کشورهای [عرب] خلیج [فارس] را به افتادن در آغوش آمریکا متهم میکنند؟ مگر اینگونه نبود که در قضیه اشغال کویت توسط عراق، کشورهای عضو «شورای همکاری عربی» اعم از عراق، مصر، یمن و اردن در مقابل «شورای همکاری خلیج [فارس] قرار گرفتند؟
****
نتیجه:
«طراد بن سعید العمری» در انتها چنین مینویسد: مردم و کشورهای خلیج [فارس] میتوانند صبح تا شب ایران، فارسها، شیعه... و حاکمان ایران و هر گروه و شخصی که در لبنان، سوریه و عراق همراه ایران است را لعن کنند؛ اما سانتیمتری از جایگاه و موقعیت جغرافیایی ایران کاسته نمیشود.
در طرف مقابل نیز اگر ایران و متحدان ایران از حزبالله و نوری مالکی تا انصارلله به وهابیت و عربستان و سلفیگری ناسزا بگویند چیزی از موقعیت عربستان کاهش نخواهد یافت؛ اما ابتکار صلح و گفتوگو نه تنها برای منطقه بلکه برای تمام خاورمیانه و جهان ضرروی است و ثبات و امنیت را به بار میآورد.
وزیر خارجه انگلیس در سفر به توکیو با وزرای دفاع و خارجه ژاپن دیدار و برای ارتقای همکاریهای امنیتی ـ اقتصادی گفتوگو کرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، «فیلیپ هاموند» وزیر خارجه انگلیس در سفر به ژاپن گفتوگوهای راهبردی با وزرای دفاع و خارجه ژاپن برای ارتقای سطح همکاریهای امنیتی و اقتصادی برگزار کرد.
سفارت انگلیس در توکیو خبر داد بعد از حضور هاموند در ژاپن، وزیر خارجه انگلیس ابتدا با «ژنرال ناکاتانی» وزیر دفاع ژاپن دیدار و طرفین گفتوگوهای راهبردی در زمینه مسایل امنیتی داشتند.
در این دیدار، وزیر خارجه انگلیس از تعهد کشورش بر حمایت از ثبات منطقه شرق آسیا تاکید کرد.
بعد از این دیدار، فیلیپ هاموند به همراه «یم هیتچنز» سفیر انگلیس در توکیو با «فومیا کیشیدا» وزیر خارجه ژاپن دیدار و طرفین گفتوگوهای راهبردی در زمینه امنیتی و اقتصادی داشتند.
بعد از این دیدار وزرای خارجه دو کشور در کنفرانس خبری مشترکی بر عزم انگلیس و ژاپن برای تقویت روابط دوجانبه تاکید کردند.
وزارت خارجه آمریکا با صدور بیانیهای از حکم صادرشده برای سرکرده فرقه انحرافی موسوم به عرفان حلقه ابراز نگرانی کرد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، وزارت خارجه آمریکا جمعه شب در اقدامی مداخلهجویانه از صدور حکم اعدام برای سرکرده عرفان حلقه در ایران ابراز نگرانی کرد.
محمد علی طاهری سرکرده فرقه موسوم به عرفان حلقه است که در سال 1390 بازداشت شد. وی که با چندین اتهام از جمله مداخله غیرقانونی در امور پزشکی و درمان بیماران، ارتکاب فعل حرام و رابطه نامشروع، توهین به مقدسات، استفاده غیرمجاز از عناوین علمی و افساد فی الارض مواجه بود، ابتدا به 5 سال حبس محکوم شد و در سال 1393 نیز پس از احراز مفسد فی الارض بودن، به اعدام محکوم شد.
مارک تونر معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در بیانیه خود اقدامات طاهری را که موجب ضربات مادی و روحی به صدها تن شده، «استفاده از حق آزادی مذهبی و آزادی بیان» توصیف کرده و نوشته است که واشنگتن از حکم صادر شده برای وی، «عمیقا نگران است.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «ما از دولت ایران میخواهیم که حکم اعدام طاهری را لغو کرده و حقوق قانونی وی را رعایت کرده و آزادی بیان و عقیده شهروندان را محترم شمارد.»
وزارت خارجه آمریکا پیش از این هم بارها با صدور بیانیههای مشابه در مورد امور داخلی ایران از جمله احکام صادره از سوی دستگاه قضایی دخالت کرده است. مقامات آمریکایی میگویند پس از توافق هستهای تغییری در رویکرد خود در مورد مسئله حقوق بشر نداده و «تحریمهای مربوطه را با قدرت» اجرا میکنند.